بازگشت
240

خطبه شماره 240

ترجمه دشتی

نكوهش از موضع گيرى هاى نارواى عثمان

اى پسر عبّاس عثمان جز اين نمى خواهد كه مرا سرگردان نگهدارد، گاهى بروم، و زمانى برگردم.(1) يك بار پيغام فرستاد از مدينه خارج شوم، دوباره خبر داد كه باز گردم. هم اكنون تو را فرستاده كه از شهر خارج شوم. به خدا سوگند، آنقدر از او دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار باشم.


  1. جمله ((یجعلنی جَمَلاً ناصحاً)) (مرا چون شتر آبکش قرار داد) ضرب المثل است، و پیامش همان است که در ترجمه آمد. دلو بزرگ چاه آب را با طنابی بر شتر می بستند، وقتی از چاه دور می شد، دلو بالا کشیده شده، زمین آبیاری می شد و وقتی به عقب بر می گشت و به چاه نزدیک می شد، دلو آب به ته چاه می رسید.
  2. سایر ترجمه‌ها

    و من كلام له (علیه السلام) قاله لعبد الله بن العباس و قد جاءه برسالة من عثمان و هو محصور يسأله فيها الخروج إلى ماله بِيَنبُع، ليقلّ هتف الناس باسمه للخلافة، بعد أن كان سأله مثل ذلك من قبل، فقال (عليه السلام):

    يَا ابْنَ عَبَّاسٍ مَا يُرِيدُ عُثْمَانُ إِلَّا أَنْ يَجْعَلَنِي جَمَلًا نَاضِحاً بِالْغَرْبِ أَقْبِلْ وَ أَدْبِرْ، بَعَثَ إِلَيَّ أَنْ أَخْرُجَ ثُمَّ بَعَثَ إِلَيَّ أَنْ أَقْدُمَ، ثُمَّ هُوَ الْآنَ يَبْعَثُ إِلَيَّ أَنْ أَخْرُجَ. وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِيتُ أَنْ أَكُونَ آثِماً.