بازگشت
47

خطبه شماره 47

ترجمه دشتی

خبر از آينده كوفه

اى كوفه تو را مى نگرم كه چونان چرم هاى بازار عُكّاظ(1) كشيده مى شوى، زير پاى حوادث لگد كوب مى گردى، و حوادث فراوان تو را در بر مى گيرد، من به خوبى مى دانم، ستمگرى نسبت به تو قصد بد نمى كند مگر آن كه خداوند او را به بلايى گرفتار سازد يا قاتلى بر او مسلّط گرداند.(2)


  1. ((عُکّاظ))، نام یکی از بازار های عرب در جاهلیّت بود که بین ((نخلة)) و ((طائف)) قرار داشت و اعراب از اوّل ماه ذی القعده در آن گرد می آمدند که یکی از اجناس معروف این بازار، چرم های آن بود که به خوبی و محکمی شهرت داشت. در همین بازار، شعرا شاهکارهای أدبی خود را می خواندند، و بهترین آن بر دیوار کعبه می آویختند که به ((معلّقات سبع)) مشهور شد.
  2. زیرا کوفه همواره جایگاه شیعیان امام و مرکز فعّالیّت های آنان بود که فرمود: هذِهِ مَدِینَتُنا، وَ مَحَلَّتُنا وَ مَقَرُّ شِیعَتُنا (کوفه شهر و جایگاه ما، و مرکز شیعیان ماست.) ((شرح ابن ابی الحدید ج3 ص198)).
  3. سایر ترجمه‌ها

    من كلام له (علیه السلام) في ذكر الكوفة:

    كَأَنِّي بِكِ يَا كُوفَةُ تُمَدِّينَ مَدَّ الْأَدِيمِ الْعُكَاظِيِّ تُعْرَكِينَ بِالنَّوَازِلِ وَ تُرْكَبِينَ بِالزَّلَازِلِ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّهُ مَا أَرَادَ بِكِ جَبَّارٌ سُوءاً إِلَّا ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِشَاغِلٍ وَ رَمَاهُ بِقَاتِلٍ.