بازگشت
8

خطبه شماره 8

ترجمه دشتی

پيمان شكنى زبير

زبير، مى پندارد با دست بيعت كرد نه با دل،(1) پس به بيعت با من اقرار كرده ولى مدّعى انكار بيعت با قلب است. بر او لازم است بر اين ادّعا دليل روشنى بياورد، يا به بيعت گذشته باز گردد.


  1. در روز بیعت، طلحه و زبیر، در پیشاپیش مردم فریاد بیعت، سر می دادند. وقتی زبیر دست امام (ع) را گرفت تا بیعت کند، امام به او فرمود: ((می ترسم که بیعت خود را بشکنی و بی وفا گردی!.)) نظر امام (ع) درست بود، پس از زمان کوتاهی طلحه و زبیر به شورشیان پیوستند و با امام در جنگ جَمَل جنگیدند، در صورتی که مادر زبیر بن عوام، صفیّه، عمّه امام علی (ع) بود.
  2. سایر ترجمه‌ها

    و من كلام له (علیه السلام) يعني به الزبير في حال اقتضت ذلك و يدعوه للدخول في البيعة ثانيةً:

    يَزْعُمُ أَنَّهُ قَدْ بَايَعَ بِيَدِهِ وَ لَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَقَرَّ بِالْبَيْعَةِ وَ ادَّعَى الْوَلِيجَةَ فَلْيَأْتِ عَلَيْهَا بِأَمْرٍ يُعْرَفُ وَ إِلَّا فَلْيَدْخُلْ فِيمَا خَرَجَ مِنْه‏.