وَ سُئِلَ مَنْ أَشْعَرُ الشُّعَرَاءِ؟ فَقَالَ (عليه السلام): إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا فِي حَلْبَةٍ، تُعْرَفُ الْغَايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا؛ فَإِنْ كَانَ وَ لَا بُدَّ، فَالْمَلِكُ الضِّلِّيلُ.
يُريدُ إمرأ القيس.
از او پرسيدند كه بزرگترين شاعر عرب كيست، فرمود: شاعران در يك مسابقه اسب دوانى، اسب نتاخته اند تا معلوم شود كه چه كسى نى پايان را مى ربايد. و اگر بناچار بايد كسى را نام برد، ملك الضلّيل.
[پادشاه گمراه و مراد او امرؤ القيس است.]
از بهترين شعرا از حضرت پرسيدند، فرمود: اين طايفه در يك نوع ميدان مسابقه اسب فصاحت نتاخته اند تا برنده آنان معلوم شود، اگر چاره اى از پاسخ نباشد بايد گفت: سلطان گمراه.
مراد آن حضرت امرء القيس است.
[و از او پرسيدند بهترين شاعران كيست؟ فرمود:] شاعران در میدانى نتاخته اند كه آن را نهايتى بود و خط پايانش شناخته شود، و اگر در اين باره داورى كردن بايد پادشاه گمراه را اين لقب شايد.
از امام عليه السّلام پرسيدند بزرگترين شعراء كيست آن حضرت (در باره امرء القيس) فرمود:
شعراء نتاخته اند در يك دسته اسبهاى گروبرى تا پايان كمال آنها نزد ربودن نى گرو شناخته شود (شعر شعراء بيك روش نيست كه بتوان يكى را بر ديگرى برترى داد) و اگر ناگزير بوده و چاره نباشد جز برترى دادن پس پادشاه گمراه برتر است.
(سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) مراد حضرت از «ملك ضلّيل» امرء القيس است (و اينكه او را پادشاه خوانده براى خوبى شعر او است، و اينكه او را گمراه خوانده بجهت آنست كه كافر و فاسق بوده).
از امام(عليه السلام) پرسيدند: برترينِ شعراى عرب كيست؟ امام(عليه السلام) فرمود: شاعران همه يک روش نداشتند و در يک ميدان به مسابقه نپرداختند تا پيشگام آن ها مشخص شود و اگر ناگزير بايد به اين سوال پاسخ داد بايد گفت: برترين آن ها همان سلطان گمراه بود.
منظور امام(عليه السلام) امرؤ القيس، شاعر معروف عرب است (كه امام(عليه السلام) او را بر همه ازنظر قدرت شعرى مقدم شمرد هرچند اشعار او محتواى جالبى ندارد).